ایران ،سرزمین مادری

 
 
نویسنده : نازنین - ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٧/۸/٦
 

"هرگز به فکرتان رسیده که این سرزمین مال ماست"

 

درود بر تو ای سر فرو برده به برف همیشگی زندگی ات

چه بگویم به تو ....چه بخواهم از تو ای دوست ؛ که خود نیز نه می دانی که چه می خواهی و نه در پی تلاشی اندک در راه دانستن هستی – که اگر تلاشی بود من با سر به سوی تو می دویدم – با تمام وجود می دویدم  تا تورا مادر گونه در آغوش پر مهر ایران گونه ای غرق کنم تا دنیا در شگفت ماند از اینهمه مهر- عشق و نیروی ما  ساکنان ایران اهورایی – ساکنان این خاک پاک – خاک سرزمین مادری

و اکنون دیگر بار روز پدر بزرگمان است ؛ پدر میلیون ها ایرانی و چه بغض فروخورده ای دارد این مرد.... بغضش آنقدر بزرگ است که بغض مرا سالهاست که شکسته است ....

بیندیش پدر باشی و فرزندت نداند که تو پدرش هستی ؛ تو را ببیند ؛ مهرت را به جان لمس کند اما حتا نگاه گذرایش را نیز از تو دریغ دارد..... او پدر توست و ساکنان سرزمین غرب او را بهتر می شناسند ؛ گرامی می دارند ؛ می پرستند و ما همچنان در خوابی بس شگفت فرو رفته ایم.

آری هم میهنم ، اکنون به هفتم آبان ماه  روز جهانی نخستین انسانی که بر پهنه کره زمین از حقوق بشر نوشت ، به حقوق بشر اندیشید و بدان به نیکویی عمل کرد نزدیک می شویم و باز هم این غربی ها هستند که او را ارج می نهند و ما..... حتا نمی دانیم که این چنین روزی هم وجود دارد....

بغضش باز بغضم را قلقلک میدهد.... چه بر سر ما آمده هم میهن؛ ای دوست....

بیندیش... برای خدا اندکی بیندیش....

 

 

 


 
comment نظرات ()