ایران ،سرزمین مادری

 
 
نویسنده : نازنین - ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٧/٤/٢۳
 

"هرگزبه فکرتان رسیده است که این سرزمین مال ماست "

اماما ، نوزده سال است که از رفتنت می گذرد ، نوزده سال است که هر سال به امید تحقق آرزوها و وعده هایت از سوی جانشینانت هستیم اما دریغ ، که کسی جز تو، چون تو نخواهد شد ، همچنانکه فقط بیک مثل بیک می نویسد ، خمینی دیگری هرگز زاده نخواهد شد .
وقتی آمدی با شادی به استقبالت آمدیم و گفتیم :
' دیو چو بیرون رود فرشته درآید ! '
کاش می بودی تا ببینی پس از سی سال که از آمدنت گذشته فریاد میزنیم :
'از طلا گشتن پشیمان گشته ایم ، مرحمت فرموده ما را مس کنید '

چقدر حرفهایت و وعدههایت به دلمان می نشست : دلخوش نباشید که آب و برق را مجانی می کنیم ، مسکن می سازیم ، دلخوش نباشید به آزادی مطبوعات و احزاب ... و هر کلمه را تصور می کردیم وحی است که از نماز شبت حاصل شده .
می گفتی قصد نداری به قدرت ( حکومت) وارد شوی و روحانیون نباید رئیس جمهور شوند . باور کردیم که انقلاب را برای مردم می خواهی ، نه برای خود !
چقدر سوال کردیم ، آقا آیا براستی تو خود امام زمان نیستی ؟
از کاپیتولاسیون گفتی و اینکه چرا باید نظامی امریکائی در ایران مصون باشد از محاکمه حتی اگر به ناموس ملت تجاوز کند .
حال نیستی که ببینی شیوخ عرب نه فقط ناموس ملت که خاک کشور را طلب می کنند و مصون هستند از شنیدن صدای اعتراض مردمی که در خانه خود فریاد می زنند و شلاق و ضربات باتوم پاداش غیرتشان است .
اماما !
گفتی این انقلاب متعلق به مستضعفین است ، نیستی که ببینی تعداد ارقام تورم به کمیت ریش مبارک رسیده !
گفتی اقتصاد مال خر است و باور کردیم در حکومت عدل اسلامی دیگر مشکل اقتصادی نخواهیم داشت چون معنویت را زیر بنای امور خواهی کرد .
اما ! امروز گرسنه ایم و شرمنده کودکانمان . معنویتی که وعده داده بودی باعث شده تا دخترانمان نان خود را از بستر شیوخ عرب و راهزنان پاکستانی بدست آورند.
اماما !
گفتی بدنبال استقلال و آزادی هستی اما بسیجی که قرار بود ' مخلص خدا ' باشد ، قاتل خلق خدا شده و هر صدای آزادیخواهی و استقلال طلبی را خفه می کند.
گفتی ' ای کاش منهم یک پاسدار بودم '
، کاش بودی و می دیدی که سپاهی دیگر شهید نمی شود ، شهید میکند !
اماما !
گفتی نگذارید این انقلاب بدست نامحرمان بیفتد ، امروز در انقلاب و سهامش ، نامحرم تر از مردم کسی نیست .

اماما !

کاش می بودی تا بار دیگر از تو می پرسیدیم : اکنون چه احساسی داری ؟!

روح خمینی : احساسم ؟ هنوز هیچی !

لکن اینطور نباشد که بشود که بگویند چرا بعد از نوزده سال که از ارتحال ما رحمت اله علینا می گذرد ، حرفهای ما عملی نشده . این خلاف اسلام است ، مگر ما خودمان که بودیم چقدر به وعده هایمان عمل کردیم ، هیچ نتوانستیم بکنیم .این ملی گرایی از اول هم خلاف اسلام بود که همه چیز ما را برای مردم می خواسته ، نفت ما را ، گاز ما را ، صنایع و معادن ما را ، مادران پسر از دست داده ما را ، پسران پدر از دست داده ما را ، ثروت ما را و همه چیز ما را برای مردم می خواسته لکن این گریه ها و عزاداری هاست که اسلام را زنده نگهداشته است ، لذا مردم باید گریه کنند ، از اول هم در قاموس پروردگار اینطور بوده که گریه کنند ، پروردگار هم گریه می کند به حال شما ، همه با هم گریه کنید


 
comment نظرات ()